محمد تقي جعفري
11
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىگويد : « از كجا كه . . . مجموع موجودات جهان ، واجب نباشد . . . » با جمله اى كه در مطالب قبلى گفته است : [ واجب الوجود ] ، « مجموع جهان نمىتواند باشد چون مجموعه اى از ممكنات نمىتواند واجب بشود » ( 1 ) تناقض صريح دارد . اشكال عمدهء نظريهء كانت و امثال او چه در شرق و چه در غرب ، در اينست كه آنان آن ارتباط عالى ما بين واجب الوجود و ممكنات را كه * ( امير المؤمنين عليه السلام بيان فرموده است ) * : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة يا لا بمباينة ) ( 2 ) ( او با همه چيز است نه به نحو اتصال فيزيكى اشياء و غير از همه چيز است نه به نحو انفصال و جدايى اجسام از يكديگر ) همانند نفوذ نور در اجسام صيقلى بدون اين كه عين آنها بوده باشد ، نفهميدهاند . 4 - و باشتباههم على أن لا شبه له ( و در همانند قرار دادن مخلوقات با يكديگر ، برهانى راستين به بىمانندى او است . ) آفرينش شباهت ، همانندى ، تضاد كوچك و بزرگ و حركت و سكون در مخلوقات دليل آن است كه هيچ يك از پديدههاى مزبور در خدا وجود ندارد . لازمهء قطعى و بديهى اين كه همهء امور مزبوره كيفياتى متنوع در مخلوقاتى است كه خداوند سبحان آنها را آفريده است ، اينست كه خداوند سبحان فوق همهء آنها است و استناد آنها به خداوند متعال اولا - مستلزم قدمت آنها است . ثانيا - اتصاف خداوند به پديده هايى كه از مختصات ماده و ماديات است ، مخالف قطعى تجرد آن ذات اقدس از علائق و شوائب ماده و ماديات و مختصات آنها مىباشد . 5 ، 7 - لا تستلمه المشاعر و لا تحجبه السّواتر ، لافتراق الصّانع و المصنوع و المحدود و الرّبّ و المربوب ( نه احساسها و دركها او را دريابند و نه پردهها او را بپوشانند ، زيرا سازنده از ساخته
--> ( 1 ) . سير حكمت در اروپا - فروغى ، ج 2 ، ص 153 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، ج 1 ، خطبه 1 .